تبلیغات
ღ RaIny ❤ LiFe ღ - یک کلید مانده...

یک کلید مانده...


من هستم و یک پنجره . . 
که ساعت ها به پشت آن خیره میشوم !
و یک کتاب . . 
که تنهایی هایم را با آن پر میکنم !
تنها چیزی که از  او مانده . . .
یک " کلــــید " است ! ! 
که به گردنم آویخته بود .
کلیدی که من هنوز هم امید دارم ،
شاید بتوانم ؛
در یکی از همین روزهای بارانی . .
با آن در قلبش را بگشایم و دوباره واردش شوم !
«by Me»



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ ساعت 10 و 16 دقیقه و 05 ثانیه ] [ TerMeH ]