باران گرفت !



دستانم را کنار زد . . 

چمدانش را برداشت ، در را بست .

و باران گرفت  ! ! !

 چیک. . . چیک. . . چیک. . . 

پرستار در گوشم می‌گوید : 

اگر آرام باشی سرمت که تمام شد  ، دستانت را باز می‌کنم !



ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 13 و 59 دقیقه و 07 ثانیه ] [ TerMeH ]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو