تبلیغات
ღ RaIny ❤ LiFe ღ - باران گرفت !

باران گرفت !



دستانم را کنار زد . . 

چمدانش را برداشت ، در را بست .

و باران گرفت  ! ! !

 چیک. . . چیک. . . چیک. . . 

پرستار در گوشم می‌گوید : 

اگر آرام باشی سرمت که تمام شد  ، دستانت را باز می‌کنم !



ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 12 و 59 دقیقه و 07 ثانیه ] [ TerMeH ]