تبلیغات
ღ RaIny ❤ LiFe ღ - کاغذهای سیاه

کاغذهای سیاه



دوباره تب ... دوباره حرف ...

جنون واژهای خیس ...

سکوت جاده های شرق ... !

یک "من" دوباره گم شده ...

و یک تیمارستان ... پر از مجنون های غریب !

چه انتظار عجیبی دارم از ابرها ...

که مدام ببارند برایم ... !

نیمه شب هایی که پر می شود از ناخودآگاه من ...

نیمه شب هایی پر از حرف های ناگفته ...

حرف هایی که ... نیمه آگاهم ... هرگز نخواهد فهمید ... !

دوتکه شدم ... !

میان خودم و خود امـــــ !

حالا پرشده ام از روزهایی که دوست دارم ... قد بکشم ...

تا سیب ...  وسوسه کنم ...

آدم ... را !   خودم را ...

و درگیر یک شعور ساده همیشگی بشوم ...

خودم ...  آدم ...

و تمام تیمارستان های دنیا ...

یک قشون حرف های عمیق ...

یک خودکار سفید...

یک کاغد ... تمام سیاه ....

یک دنیا حس نداشته .... برای نوشتن...

شاید ... به سبک خودمــــــــــــ....

یک روز...

تمام کاغذهای دنیارا ... سفید کردم...!




ادامه مطلب
[ شنبه 7 آذر 1394 ] [ ساعت 16 و 40 دقیقه و 17 ثانیه ] [ TerMeH ]